دنیا را بد ساختند
کسی که دوست داری دوستت ندارد
کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نداری
اما کسی که تو دوستش داری و او هم دوستت دارد
به رسم و آیین زندگانی به هم نمی رسند
واین رنج است
زندگی یعنی این .
چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدیده و به جاش یک زخم همیشه گی ، رو قلبت هدیه داده زل بزنی به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی حس کنی که هنوز هم دوسش داری...
چقدر سخته دلت بخواد سر تو باز به دیواری تکیه بدی که یک بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده...
چقدر سخته تو خیالت ساعت ها با هاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی...
چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه ها تو خیس کنه اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه که هنوز هم دوسش داری...
چقدر سخته گل آرزو هاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک...
![]()
![]()
![]()
خیلی سخته که عاشق کسی باشی اما اون هیچوقت درکت نکنه
تو حاظری هر کاری برای عشقت بکنی و از هر چیزی بگذری
اما اون خیلی راحت دلت و بشکنه ....
![]()
![]()
سوختم باران بزن شايد تو خاموشم کني
شايد امشب سوزش اين زخم ها را کم کني
آه باران من سراپاي وجودم آتش است
پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کني
![]()
![]()
![]()
گرچه ای دوست غرور دلت احساس مرا درک نکرد
آفرین بر غم عشقت که مرا ترک نکرد
![]()
![]()
![]()
من از طرز نگاه تو امید مبهمی دارم
نگاهت را مگیر از من...
که با آن عالمی دارم!

کاش میدانستم چیست
آنکه از چشم تو تاعمق وجودم جاریست ...
![]()
![]()
![]()
زغم کسی هلاکم که زمن خبر ندارد
عجب از محبت من که در او اثر ندارد

سال ها می گذرد
و من از پنجره بیداری
کوچه یاد تو را می نگرم ... می بویم
و چنان آرامم که
کسی فکر نکرد
زیر خاکسترآرامش من
چه هیاهویی هست ... !
عاشقی هم دردی است ... !
و من از لحظه دیدار تو می دانستم
که به این درد
شبی
خواهم مرد ... !
![]()
![]()
![]()
نماز از شكايت...
از شكايت چه؟
از شكايت كه؟
از شكايت سرنوشت سياه بشر؟
.
.
مگر خودش نميسازد؟
سرنوشتش را؟
اگر خودش ميسازد، چرا سياه؟
كه پس از آن شكايت هم كند.
اگر ديگري ميسازد، آن ديگري كيست؟
مگر جز خدا كس ديگري ميتواند سرنوشت كسي را رقم بزند؟
اگر خدا ميسازد، مگر نه آنكه ما همه بنده ي اوييم، پس مگر ممكن است سياهش كند؟
.
.
اگر ميخواست سرنوشت بنده اش را سياه كند، هرگز او را نمي آفريد.
![]()
![]()
![]()
در اخرين لحظه ديدار به
چشمانت نگاه كردم و
گفتم بدان اسمان قلبم
با تو يا بي تو بهاريست
همان لبخندي كه توان را
از من مي ربود بر لبانت
زينت بست.
و به ارامي از من فاصله
گرفتي بي هيچ كلامي.
من خاموش به تو نگاه می كردم
و در دل با خود مي گفتم :اي كاش اين قامت
نحيف لحظه اي فقط لحظه اي مي انديشيد كه
اسمان بهاري يعني ابر
باران رعد وبرق و طوفان
ناگهاني
و اين جمله ،جمله اي
بود بدتر از هر خواهش
براي ماندن و تمنايي
بود براي با او بودن.
![]()
![]()
![]()
هر چی عشقه توی دنیا
من میخواستم مال ما شه
اما تو هیچوقت نزاشتی
بینمون غصه نباشه
فکر میکردم با یه بوسه
با تو هم خونه میمونم
نمیدونستم نمیشه
آخه بی تو نمیتونم
گله میکنم من از تو
از تو که این همه بی رحمی
هزار بار مردم از عشقت
تو که هیچوقت نمی فهمی...
![]()
![]()
![]()
در صفحه ي شطرنج زندگيم تمام مهره هايم مات نگاهت شد و من با اسب سفيد قلبم به سوي تو تاختم تا بگويم:شاه دلم دوستت دارم
همه زندگي فقط 3روزه : اومدن - بودن - رفتن . من خودم نخواستم بيام ولي خودم مي خوام که باشم اونم فقط به خاطره تو وقتي هم که ديگه نباشي منم ميرم
...............
گفتم به گل زرد چرا رنگ مني
افسرده و دلتنگ چرا مثل مني
من عاشق اويم كه رنگم شده زرد
تو عاشق كيستي كه هم رنگ مني
...............
دراين دنيا نكردم من گناهي
فقط كردم به چشمانت نگاهي
اگر باشد نگاه من گناهي
مجازاتم بكن غير از جدايي
در مکتب ما رسم فراموشی نیست
در مسلک ما عشق هماقوشی نیست
مهر تو اگر به هستی ما افتاد
هرگز به سرش خیال خاموشی نیست..
...............
نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد
ولی باران نمیداند که من دریایی از دردم
به ظاهر گر چه میخندم ولی اندر سکوتی تلخ می گریم ...
...............
تقصیر دلم نیست اگر روی تو زیباست
حاجت به بیان نیست که از روی تو پیداست
من تشنه ی یک لحظه تماشای تو هستم
افسوس که یک لحظه تماشای تو رویاست...